یاد تو

همیشه وقت غروب دلگیرم همیشه و قت شام جای خالیت باقی است همیشه موقعه خواب صدای لالائی نفسهایت خالیست همیشه عصرها رویاهایت در - روحم جان می گیرد همیشه تورا می خواهم یادات هست انروز که عجل گلویم می فشرد تا نامت را نگویم چه گفتم ؟ گفتم این فقط اوست که می ماند در قلبم این فقط نقش روی اوست که در زهنم در پرواز است این فقط بوی اوست که نفسم است واین اوست که من اورا میخوانم واین فقط اوست که مرا می خواهد .

پرواز

بالهایم را می کشایم و پرواز می کنم به سوی تو به امید اینکه تو را پیداکنم راه سخت است و بالهایم ضعیف طوفان مرا هر لحضه در کام خود می کشد و من بارها بارها تصویر معصو مانه تو را می بینم که انتضارم را می گشی من تسلیم نمی شم و بار دگر در آسمان اوج می گیرم تا تو را در اسمان زندگیم پیدا کنم از طوفان نمی ترسم از هجوم پرندگان وحشی نمی ترسم از دشمن وحشتی ندارم من تورا می خواهم تا هر لحضه کنارم باشی پس پرواز خواهم کرد تا تورا در بیابم پرواز .... پرواز .... پرواز .... پرواز .....

عاشقانه پارو زدن

پارو زدن را دوست دارم حتی اگر قایقم سوراخ باشد
تنها بودن را دوست ندارم
 زیرا همیشه گریه را برایم ارمغان دارد
 ادمها بی انکه تو بخواهی از پیشت می گذرند
 بی انکه بدانند تو کیستی و چه می خواهی
انان می خواهند تو نباشی
 عشقت را دوست ندارند
 انقدر پارو می زنم که تو نگوئی مقصد را نمی بینی
 به عشق تو پارو می زنم
 به امید اینکه تو را در ته این دریا ببینم
 به این امید که دگر روزی بی تو سپری نشود
 به امید انکه من بی تو نشود پارو می زنم
  اشک می ریزم گرچه قایقم سوراخ است
 گرچه اب مرا به کام خود خواهد برد
 وقتی که نتوانم پارو بزنم ان لحضه ایست
 که به شوق دیدنت شنا خواهم کرد
 تا از این طوفان بی تو بودن رهای یابم
 تا از این گرداب بی تو بودن رهای یابم
 تا از این گریه غم در فراق بی تو بودن رهائی یابم
 تا از این .........